هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

152

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

دولتى است و در هفته دو دفعه تردد مىكند ، به هر اسبى در مدّت سالى 300 « منات » داده مىشود . باوجود اين مىگفتند در اين سال گرانى ، اين وجه كفايت مخارج را نمىكند . « جو » و « كاه » زياد گران بود . قيمت « گندم » در اين صفحات خروارى 20 تومان بود . « قمرلو » آبادانى معتبر و درختان با ثمر و باغات زياد دارد . از اين‌جا تا به ايروان 26 « ورس » است ، كه تقريبا چهار فرسخ مىشود . همهء سر راه و اطراف ده تا هر قدر چشم كار مىكند ، درخت ميوه و صيفىكارى و سبزه‌زار بود . باغ‌هاى متصل به هم در همه‌جاى راه كاشته بودند تا به حدود « ايروان » همين « خضرت » « 1 » و « نضرت » را داشت . اسامى بلوكات جزء از محال « شرور » تا « ايروان » از اين قرار است : [ 1 ] درى باسار [ 2 ] گرلى باسار [ 3 ] زنگى باسار نقل كردند در يكى از باغات اين ده ، درختى است كه به غايت مستقيم القامت و راست است و بهترين اشجار آن باغ است . به اسم آن از جانب « دولت » به قدر 25 تومان وجه نقد همه ساله عايد صاحب باغ مىشود و « مدالى » يعنى « نشان طلائى » از شاخ او آويخته و او را به سرو امپراتورى ملقب كرده‌اند . چون شهرت بسيار داشت ، به سراغ او رفته ، بعد از تفحص حال او گفتند در اين نزديكىها تند بادى او را از پاى درآورده ، باعث نكبت « 2 » صاحب آن درخت گشته است . تعيين مسافت راه از « سرحد » « جلفهء ارس » تا « ايروان » به مقياس « ورس » ، كه 7 « ورس » تقريبا يك « فرسخ » ايرانى است ، 27 فرسخ مىشود . به قرارى كه در لوح [ ه ] ها معيّن كرده و در « آستانسياهاى » عرض راه « ايروان » گذاشته‌اند ، از اين قرار است : از « سرحد » الى « النجه » 15 ورس از « النجه » تا « نخجوان » 24 ورس و نصف

--> ( 1 ) . سبزى . ( 2 ) . آسيب ، مصيبت ، بدى ، رنج ، ذلت ، بدبختى ، خوارى .